obelisk

ob·e·lisk/ˈɒb.əl.ɪsk/
noun (اسم)commonplural (جمع): obeliskes

اسم — ابلیسک

ابلیسکستون هرمی

بنایی بلند، باریک و چهارگوش که در بالای آن قیف‌مانند قرار دارد.

A tall, four-sided, narrow tapering monument that ends in a pyramid-shaped top.

«ابلیسک در وسط میدان قرار داشت.»

The obelisk stood in the center of the plaza.

«مصر باستان به خاطر ابلیسک‌هایش معروف است.»

Ancient Egypt is famous for its obelisks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000