oceangoing

o·cean·go·ing/ˈoʊʃənˌɡoʊɪŋ/
oceanlarge seagoingcapable of traveling
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more oceangoingsuperlative (عالی): most oceangoing

صفت — اقیانوس‌پیما

اقیانوس‌پیماقابل سفر دریایی

قادر به سفر در اقیانوس‌ها؛ معمولاً درباره کشتی‌ها.

Capable of traveling across oceans; used especially for ships.

«کشتی اقیانوس‌پیما است و می‌تواند سفرهای طولانی انجام دهد.»

The ship is oceangoing and can make long voyages.

«کشتی‌های اقیانوس‌پیما بدنه‌های مقاوم نیاز دارند.»

Oceangoing vessels require strong hulls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seaworthyمناسب برای دریا

رایج. مناسب سفر دریا، مشابه اما همیشه مترادف نیست.

Common. Fit for sea travel, similar but not always synonymous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000