seaworthy

sea·wor·thy/ˈsiːˌwɜːrði/
searelated to the oceanworthysuitable or fit for
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more seaworthysuperlative (عالی): most seaworthy

صفت — مناسب برای دریا

مناسب برای دریامناسب دریانوردی

مناسب و ایمن برای رفتن روی دریا.

Fit or safe for sailing on the sea.

«کاپیتان کشتی را بازرسی کرد تا مطمئن شود برای دریا مناسب است.»

The captain inspected the vessel to ensure it was seaworthy.

«قایق‌های قدیمی اغلب برای دریا مناسب نیستند.»

Old boats are often not seaworthy.

2noun (اسم)formalplural (جمع): seaworthies

اسم — کشتی مناسب دریا

کشتی مناسب دریا

سفینه یا کشتی‌ای که برای رفتن به دریا مناسب است.

A ship or vessel that is suitable for sea travel.

«بندر پر از کشتی‌های مناسب دریانوردی آماده سفر بود.»

The harbor was filled with seaworthies ready for the voyage.

«آن‌ها کشتی مناسب دریا را قبل از رفتن به دریا تعمیر کردند.»

They repaired the seaworthy before setting sail.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000