off one's game

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɔf wʌnz ɡeɪm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — سرحال نبودن

سرحال نبودنافت کردن

به اندازه معمول خوب عمل نکردن.

Performing less well than usual.

«او این هفته مثل همیشه خوب نبوده است.»

She's been off her game this week.

«دروازه‌بان انگار افت کرده بود.»

The goalkeeper looked off his game.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000