off one's game
/ɔf wʌnz ɡeɪm/
phrase (عبارت)informal
عبارت — سرحال نبودن
سرحال نبودنافت کردن
به اندازه معمول خوب عمل نکردن.
Performing less well than usual.
«او این هفته مثل همیشه خوب نبوده است.»
“She's been off her game this week.”
«دروازهبان انگار افت کرده بود.»
“The goalkeeper looked off his game.”