on course
/ɑn kɔrs/
1phrase (عبارت)common
عبارت — در مسیر
در مسیردر راه درست
در مسیر یا جهت برنامهریزیشده حرکت کردن.
Following the planned route or direction.
«کشتی در طوفان در مسیر خود ماند.»
“The ship remained on course through the storm.”
«بررسی کن که هواپیما هنوز در مسیر است.»
“Check that the plane is still on course.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — طبق برنامه پیش رفتن
طبق برنامه پیش رفتندر مسیر رسیدن به هدف بودن
برای رسیدن به هدف یا موعد مقرر، طبق برنامه پیش رفتن.
Making the expected progress toward a goal or deadline.
«پروژه طبق برنامه در ژوئن تمام میشود.»
“The project is on course to finish in June.”
«روند بهبود او طبق انتظار پیش میرود.»
“Her recovery is on course.”