on end

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ɛnd/
1phrase (عبارت)common

عبارت — عمودی

عمودیسرپا

به‌صورت عمودی، طوری که یک سر آن روی زمین یا سطحی باشد.

In a vertical position, with one end on the ground or another surface.

«بطری را عمودی بگذار.»

Stand the bottle on end.

«کنده‌ها به‌صورت عمودی روی هم چیده شده بودند.»

The logs were stacked on end.

2phrase (عبارت)common

عبارت — پیاپی

پیاپیبی‌وقفه

برای مدت مشخصی بدون وقفه ادامه داشتن.

Continuously for a specified period of time.

«سه روز پیاپی باران بارید.»

It rained for three days on end.

«او دوازده ساعت بی‌وقفه کار کرد.»

He worked twelve hours on end.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000