on the ball

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə bɔl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حواس‌جمع

حواس‌جمعزرنگ و کارآمد

هوشیار، کارآمد و سریع در فهمیدن کار لازم بودن.

alert, efficient, and quick to understand what needs doing

«مدیر جدیدمان واقعاً حواس‌جمع و کارآمد است.»

Our new manager is really on the ball.

«در جلسه حواست کاملاً جمع باشد.»

Stay on the ball during the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000