on the canvas

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on the can·vas/ɑn ðə ˈkænvəs/
phrase (عبارت)common

عبارت — ناک‌داون شدن

ناک‌داون شدنبه زمین افتادن

در مسابقه بوکس بر اثر ضربه روی زمین افتادن.

knocked down in a boxing match

«بوکسور در دور دوم روی زمین افتاد.»

The boxer was on the canvas in round two.

«او حریفش را به زمین انداخت.»

He put his opponent on the canvas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000