on the rocks
/ɑn ðə rɑks/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — در آستانهٔ شکست
در آستانهٔ شکسترو به فروپاشی
در آستانهٔ شکست یا پایان بودن، بهویژه دربارهٔ رابطه یا کسبوکار.
Likely to fail or end, especially a relationship or business.
«ازدواجشان در آستانهٔ فروپاشی است.»
“Their marriage is on the rocks.”
«شرکت سال گذشته در آستانهٔ ورشکستگی بود.»
“The company was on the rocks last year.”
2phrase (عبارت)common
عبارت — با یخ
با یخروی یخ
با تکههای یخ سرو شدن، معمولاً دربارهٔ نوشیدنی الکلی.
Served with ice cubes, usually describing an alcoholic drink.
«او ویسکی با یخ سفارش داد.»
“He ordered whiskey on the rocks.”
«آن را با یخ میخواهید؟»
“Would you like it on the rocks?”