on the ready

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

on the read·y/ɑn ðə ˈrɛdi/
phrase (عبارت)informal

عبارت — آماده

آمادهدم دست

برای استفاده یا اقدام فوری آماده بودن.

Ready for immediate use or action.

«گذرنامه‌ات را دم دست نگه دار.»

Keep your passport on the ready.

«تیم وسایل را برای استفادهٔ فوری آماده داشت.»

The team had supplies on the ready.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000