on the whole

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə hoʊl/
phrase (عبارت)common

عبارت — در مجموع

در مجموعبه‌طور کلی

با در نظر گرفتن همه‌چیز؛ در مجموع.

Considering everything together; generally.

«در مجموع، سفر لذت‌بخش بود.»

On the whole, the trip was enjoyable.

«نتایج در کل مثبت بودند.»

The results were on the whole positive.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000