one can dish it, but one can't take it
/wʌn kæn dɪʃ ɪt bət wʌn kænt teɪk ɪt/
phrase (عبارت)informal
عبارت — خودش میزند ولی تحملش را ندارد
خودش میزند ولی تحملش را نداردطاقت مقابلهبهمثل نداشتن
یعنی کسی دیگران را نقد یا دست میاندازد، اما خودش تابِ همان رفتار را ندارد.
Someone gives criticism or teasing but cannot tolerate receiving it.
«او طعنه میزند، اما خودش تحمل طعنه را ندارد.»
“She can dish it, but can't take it.”
«او شوخیهای تند میکند، اما خودش طاقت آن را ندارد.»
“He jokes harshly but cannot take it.”