one

/wʌn/
1adjective (صفت)common

صفت — یک

یکتک

اشاره به یک واحد یا چیز یکتا؛ عدد یک.

Referring to a single unit or thing; the number 1.

«من یک برادر دارم.»

I have one brother.

«او یک تکه کیک می‌خواهد.»

She wants one piece of cake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
singleتک

رایج. وقتی تأکید بر تنها بودن یا فردی بودن است جایگزین 'one' می‌شود — 'a single apple' به جای 'one apple' کاربرد دارد ولی معنی خنثی‌تر است.

Common. Can replace 'one' when emphasizing being alone or individual — 'a single apple' works for 'one apple', but 'one apple' is more neutral.

متضادها
2pronoun (ضمیر)formal

ضمیر — یکی

یکییک نفر

برای اشاره به یک فرد یا چیز بدون نام بردن مشخص آن استفاده می‌شود.

Used to refer to a single person or thing without naming it specifically.

«باید همیشه صادق بود.»

One should always be honest.

«هرگز نمی‌دانی چه اتفاقی خواهد افتاد.»

One never knows what will happen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
someoneکسی

رایج. به شخص نامشخص اشاره دارد؛ گاهی به جای 'one' در بیان عمومی به کار می‌رود اما 'one' رسمی‌تر و کلی‌تر است.

Common. Refers to an unspecified person; can sometimes replace 'one' in general statements, but 'one' is more formal and general.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): ones

اسم — یک

یکعدد یک

عدد یک؛ اولین یا تنها موجودیت.

The number 1; the first or single entity.

«یک عدد مورد علاقه من است.»

One is my favorite number.

«او در آزمون یک نمره گرفت.»

She scored one in the exam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unitیک واحد

معمول در زمینه‌های فنی یا ریاضی. به یک عنصر قابل شمارش اشاره دارد.

Common in technical or mathematical contexts. Refers to one single countable element.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000