many

ma·ny/ˈmɛni/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): moresuperlative (عالی): most

صفت — بسیاری

بسیاریتعداد زیاد

تعداد زیادی از. با اسم‌های قابل شمارش استفاده می‌شود.

A large number of. Used with countable nouns.

«بسیاری از مردم در کنسرت شرکت کردند.»

Many people attended the concert.

«من کتاب‌های زیادی در قفسه‌ام دارم.»

I have many books on my shelf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
numerousمتعدد. رسمی. رسمی‌تر است و بر مقدار بسیار زیاد تأکید دارد. "مطالعات متعددی نشان داده‌اند..." 'Many' روزمره و عمومی است.
severalچندین. رایج. دلالت بر تعدادی بیش از دو اما نه بسیار زیاد، یک مقدار متوسط. "چندین نفر شرکت کردند." کمتر از 'many'.
متضادها
2pronoun (ضمیر)common

ضمیر — بسیاری

بسیاریتعداد زیاد

تعداد زیادی از افراد یا چیزها.

A large number of people or things.

«بسیاری فراخوانده می‌شوند، اما اندکی انتخاب می‌شوند.»

Many are called, but few are chosen.

«از بین کاندیداها، بسیاری تجربه مرتبط داشتند.»

Of the candidates, many had relevant experience.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000