onions

on·ions/ˈʌn.jənz/
noun (اسم)commonplural (جمع): onions

اسم — پیاز

پیازپیاز خوراکی

نوعی سبزی خوش‌خوراک به شکل پیاز که لایه‌لایه است و بوی و طعم قوی دارد.

Edible bulb vegetables with layers and a strong smell and taste.

«برای سوپ پیاز خرد کردم.»

I chopped onions for the soup.

«پیاز هنگام خرد شدن باعث اشک‌ریختن می‌شود.»

Onions can make you cry when cutting them.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bulbساقه زیرزمینی

معمولی. به قسمت‌های زیرزمینی گیاه اشاره دارد؛ مخصوص پیاز نیست.

Common. Refers generally to underground plant parts; not specific to onions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000