onyx

on·yx/ˈɒnɪks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): onyxes

اسم — اونیکس

اونیکسسنگ یمانی

نوعی کلسدونی با نوارهای موازی از رنگ‌های مختلف، اغلب سیاه و سفید، که به عنوان سنگ قیمتی استفاده می‌شود.

A variety of chalcedony with parallel bands of different colors, often black and white, used as a gemstone.

«او گردنبندی زیبا با آویز اونیکس سیاه به گردن داشت.»

She wore a beautiful necklace with a black onyx pendant.

«اونیکس اغلب در کنده‌کاری‌های برجسته (Cameo) استفاده می‌شود.»

Onyx is often used in carved cameos.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agateعقیق

متداول. نوعی کلسدونی، شبیه اونیکس اما معمولاً با نوارهای منحنی یا متحدالمرکز بیشتر. کاملاً قابل تعویض نیستند زیرا انواع متمایزی هستند، اما هر دو کلسدونی نواری هستند.

Common. A type of chalcedony, similar to onyx but typically with more curved or concentric bands. Not fully interchangeable as they are distinct varieties, but both are banded chalcedony. 'Agate is often reddish' vs 'Onyx is usually black and white'.

2noun (اسم)common

اسم — رنگ سیاه اونیکس

رنگ سیاه اونیکس

رنگ سیاه تیره، شبیه به رنگ این سنگ قیمتی.

A deep black color, similar to that of the gemstone.

«هنرمند از رنگدانه‌ای به رنگ اونیکس برای سایه‌ها استفاده کرد.»

The artist used an onyx pigment for the shadows.

«چشمان او سایه‌ای خیره‌کننده از اونیکس بود.»

Her eyes were a striking shade of onyx.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ebonyمشکی آبنوسی

ادبی/رسمی. به رنگ سیاه تیره و عمیق اشاره دارد که اغلب با چوب آبنوس مرتبط است. به ویژه در زبان توصیفی قابل تعویض است.

Literary/formal. Refers to a deep, dark black color, often associated with the wood. Interchangeable, especially in descriptive language. 'Onyx eyes' vs 'ebony eyes'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000