open one's mouth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·pen one's mouth/ˈoʊpən wʌnz maʊθ/
phrase (عبارت)common

عبارت — دهان باز کردن

دهان باز کردنشروع به حرف زدن کردن

شروع به حرف زدن کردن، به‌ویژه پس از سکوت یا تردید.

To begin speaking, especially after being silent or reluctant.

«او دهان باز کرد تا جواب بدهد.»

She opened her mouth to answer.

«او در طول شام اصلاً حرفی نزد.»

He never opened his mouth during dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000