orally

or·al·ly/ˈɔːrəli/
oralrelated to the mouth-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): oralposition (جایگاه): end

قید — به صورت شفاهی

به صورت شفاهیاز طریق دهان

از طریق صحبت کردن یا استفاده از دهان به جای نوشتن.

By speaking or using the mouth rather than writing.

«امتحان به صورت شفاهی برگزار می‌شود تا مهارت صحبت کردن سنجیده شود.»

The exam is given orally to test speaking skills.

«او به همه سوالات به صورت شفاهی پاسخ داد.»

She answered all questions orally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vocallyبه صورت صوتی

معنای مشابه اما کلی‌تر؛ اشاره به تولید صدا با صدا دارد.

Similar meaning but broader; refers to producing sound with the voice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000