ora

o·ra/ˈɔːrə/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): ora

اسم — دهان‌ها

دهان‌هامنافذ دهان‌مانند

(جمع os) یک دهان یا شکاف دهان‌مانند، به ویژه در آناتومی یا جانورشناسی.

(Plural of os) A mouth or mouth-like opening, especially in anatomy or zoology.

«دهانه‌های نمونه فسیلی به طرز شگفت‌آوری خوب حفظ شده بودند.»

The ora of the fossil specimen were surprisingly well-preserved.

«دانشمندان دهانه‌های کوچک ارگانیسم‌های دریایی را مطالعه کردند.»

Scientists studied the minute ora of the marine organisms.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): oras

اسم — اوره (پیش‌نشانه)

اوره (پیش‌نشانه)نشانه اولیه (صرع/میگرن)

احساس یا هاله‌ای که پیش از حمله صرع یا میگرن رخ می‌دهد.

An aura or sensation that precedes an epileptic seizure or migraine attack.

«او اغلب پیش از میگرن‌هایش یک اوره بینایی را تجربه می‌کند.»

She often experiences a visual ora before her migraines.

«بیمار پیش از تشنج، یک اوره سوزن‌سوزن شدن در بازوی خود را توصیف کرد.»

The patient described a tingling ora in his arm before the seizure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
auraهاله

رایج. در بافت پزشکی علائم پیش از تشنج/میگرن با 'ora' قابل تعویض است، زیرا 'ora' اصطلاح فنی‌تری برای همین پدیده است.

Common. Interchangeable with 'ora' in the medical context of pre-seizure/migraine symptoms, as 'ora' is a more technical term for the same phenomenon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000