در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به مطالعه علمی پرندگان.
Relating to the scientific study of birds.
«او مطالعهای ارنیتولوژیکی درباره پرندگان مهاجر منتشر کرد.»
“She published an ornithological study on migratory birds.”
«موزه پرندهشناسی نمونههای نادر پرندگان زیادی دارد.»
“The ornithological museum has many rare bird specimens.”
رایج. مرتبط با پرندگان در زیستشناسی و جانورشناسی.
Common. Related to birds in biology and zoology.