oscillating

os·cil·lat·ing/ˈɒsɪleɪtɪŋ/
adjective (صفت)technical

صفت — نوسان‌کننده

نوسان‌کنندهتاب‌خورنده

حرکت دادن یا حرکت کردن به جلو و عقب به صورت منظم.

Moving back and forth in a regular rhythm.

«پنکه نوسان‌کننده اتاق را به طور یکنواخت خنک می‌کند.»

The oscillating fan cools the room evenly.

«یک سیگنال نوسانی الگوی تکرارشونده را نشان می‌دهد.»

An oscillating signal indicates a repeating pattern.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vibratingلرزاننده

مشابه است اما لرزش معمولاً حرکت سریع‌تر و کوچکتر است.

Similar but vibration is usually faster and smaller motion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000