vibrating

vi·bra·ting/ˈvaɪbreɪtɪŋ/
vibrateto move quickly back and forth-ingpresent participle / continuous tense
adjective (صفت)common

صفت — لرزان

لرزانمتحرک

با حرکات سریع و کوچک به جلو و عقب یا بالا و پایین حرکت کردن.

Moving rapidly back and forth or up and down with small, quick movements.

«تلفن لرزان روی میز تکان خورد.»

The vibrating phone shook on the table.

«موتور متحرک سخت می‌شد نادیده گرفته شود.»

The vibrating engine was hard to ignore.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quiveringلرزان

غیررسمی. معنی مشابه دارد ولی بیشتر به لرزش خفیف به دلیل احساس یا سرما اشاره دارد، نه حرکت مکانیکی پیوسته.

Informal. Similar meaning but often suggests slight shaking due to emotion or cold, not continuous mechanical movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000