vibrant

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vi·brant/ˈvaɪ.brənt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): vibrantersuperlative (عالی): vibrantest

صفت — پرجوش و خروش

پرجوش و خروشزندهشاداب

پُر از انرژی و زندگی؛ سرزنده

full of energy and life; lively

«شهر شب‌زنده‌داری پرجنب‌وجوشی دارد.»

“The city has a vibrant nightlife.”

«او شخصیت سرزنده‌ای دارد.»

“She has a vibrant personality.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
lively— زنده

رایج. برای توصیف افراد یا مکان‌های پرانرژی کاربرد دارد.

Common. Used to describe energetic people or places.

dynamic— پویا

رسمی. بر تغییر و فعالیت مداوم تأکید دارد.

Formal. Emphasizes constant change and activity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000