vibrance

vi·brance/ˈvaɪbrəns/
vibrantfull of energy or life-ancenoun suffix indicating state or quality
noun (اسم)formal

اسم — شادی

شادیزنده‌دلیخشونت

کیفیت سرزنده، روشن یا پرانرژی بودن.

The quality of being lively, bright, or full of energy.

«زندگیِ این نقاشی توجه همه را جلب کرد.»

The painting's vibrance caught everyone's eye.

«او شادی را به اتاق کسل‌کننده آورد.»

She brought vibrance to the dull room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vivacityزندگی‌دلی

رسمی. بر سرزندگی و شور تأکید دارد.

Formal. Emphasizes liveliness and enthusiasm.

brightnessروشنی

خنثی. به وضوح یا شدت نور اشاره دارد.

Neutral. Refers to visual clarity or vividness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000