vivacity

vi·va·ci·ty/vɪˈvæs.ɪ.ti/
viv-life-acityquality or state
noun (اسم)common

اسم — زبان‌بازی

زبان‌بازیشوخ‌طبعیزندگی‌دلی

ویژگی زنده بودن، پرانرژی و سرزنده بودن.

The quality of being lively, animated, and full of energy.

«زندگی‌دلی او باعث شد مرکز توجه مهمانی باشد.»

Her vivacity made her the life of the party.

«کودکان هنگام بازی معمولاً زندگی‌دلی زیادی دارند.»

Children often show great vivacity during play.

تفاوت با واژه‌های مشابه
animationپویایی

رسمی. انرژی و اشتیاق را بیان می‌کند.

Formal. Expresses energy and enthusiasm.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000