vituperate

vi·tu·per·ate/ˈvɪtjʊpəˌreɪt/
vitu-blame, censure-perateverb-forming suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): vituperatedpast participle (مفعولی): vituperated-ing (حال): vituperating3rd (سوم): vituperates

فعل — ناسزا گفتن

ناسزا گفتنسرزنش کردن

شدیداً و با سخنان توهین‌آمیز کسی را سرزنش یا ناسزا گفتن.

To blame or insult someone bitterly and abusively.

«مربی پس از بازی بازیکنان را تندسرزنش کرد.»

The coach vituperated the players after the game.

«او به خاطر اشتباهات بی‌دقتش به او ناسزا گفت.»

She vituperated him for his careless mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abuseسوء استفاده کردن / ناسزا گفتن

رایج. معمولا به حمله کلامی اشاره دارد که شدت مشابه ولی رسمی کمتر دارد.

Common. Often means verbal attack, similar to vituperate in intensity though less formal.

criticizeانتقاد کردن

رایج. ممکن است ملایم‌تر باشد؛ vituperate شدیدتر و توهین‌آمیزتر است.

Common. Can be milder; vituperate is harsher and more abusive.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000