vitrify

vit·ri·fy/ˈvɪt.rɪ.faɪ/
vitr-glass-ifyto make or become
verb (فعل)technicalpast (گذشته): vitrifiedpast participle (مفعولی): vitrified-ing (حال): vitrifying3rd (سوم): vitrifies

فعل — شیشه‌ای کردن

شیشه‌ای کردنشیشه‌ای شدن

تبدیل یک ماده به شیشه یا حالت شیشه‌ای، معمولاً با حرارت دادن.

To convert a substance into glass or a glass-like state, usually by heating.

«آن‌ها سفال را در دمای بالا شیشه‌ای می‌کنند.»

They vitrify the pottery at high temperatures.

«وقتی مواد شیشه‌ای می‌شوند، شیشه شکل می‌گیرد.»

Glass is formed when materials vitrify.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glazeلعاب دادن

فنی. معمولاً در سرامیک به معنای ایجاد پوشش شیشه‌ای سطح است.

Technical. Often used in ceramics to mean creating a smooth glassy coating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000