vituperative

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vi·tu·per·a·tive/vɪˈtuːpərətɪv/
vituperto blame or curse-ativeadjective suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more vituperativesuperlative (عالی): most vituperative

صفت — ناسزاگو

ناسزاگوتوهین‌آمیزانتقادی

استفاده از زبان تند و توهین‌آمیز؛ بسیار انتقادی و تلخ.

Using harsh or abusive language; bitterly critical

«اظهارات توهین‌آمیز او بسیاری از شنوندگان را ناراحت کرد.»

His vituperative remarks offended many listeners.

«مقاله تند و توهین‌آمیز شدیداً به سیاستمدار حمله کرد.»

The vituperative article attacked the politician harshly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abusiveتوهین‌آمیز

رایج. تأکید بر زبان توهین‌آمیز دارد.

Common. Emphasizes insulting language.

scathingشدید

رسمی. تأکید بر نقد شدید و سخت دارد.

Formal. Emphasizes harsh and severe criticism.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000