در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طرزی سرزنده، روشن یا پرانرژی.
In a lively, bright, or energetic manner.
«او اتاق را به طرزی پرانرژی تزئین کرد.»
“She decorated the room vibrantly.”
«او درباره رویاهایش با شور صحبت کرد.»
“He spoke vibrantly about his dreams.”
رایج. به طرز پرانرژی و مشابه vibrantly اشاره دارد.
Common. Describes energetic manner, similar to vibrantly.
معمولاً به نور اشاره دارد ولی گاهی به شخصیت نیز؛ مترادف مستقیم نیست.
Refers mostly to light but sometimes to personality; less direct synonym.