adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): brightposition (جایگاه): end
قید — بهطور روشن
بهطور روشنبهصورت درخشان
بهصورت پرنور یا به شدت درخشنده.
In a way that is full of light or shining strongly.
«ستارگان در آسمان شب بهطور درخشان میدرخشیدند.»
“The stars shone brightly in the night sky.”
«وقتی او را دید، بهطور روشن لبخند زد.»
“She smiled brightly when she saw him.”
تفاوت با واژههای مشابه
radiantly— درخشان
رسمی. روی ظاهر درخشان و تابناک تاکید دارد و شاعرانهتر از brightly است.
Formal. Emphasizes a bright and glowing appearance, more poetic than 'brightly'.