brightly

bright·ly/ˈbraɪtli/
brightgiving off or reflecting much light-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): brightposition (جایگاه): end

قید — به‌طور روشن

به‌طور روشنبه‌صورت درخشان

به‌صورت پرنور یا به شدت درخشنده.

In a way that is full of light or shining strongly.

«ستارگان در آسمان شب به‌طور درخشان می‌درخشیدند.»

The stars shone brightly in the night sky.

«وقتی او را دید، به‌طور روشن لبخند زد.»

She smiled brightly when she saw him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
radiantlyدرخشان

رسمی. روی ظاهر درخشان و تابناک تاکید دارد و شاعرانه‌تر از brightly است.

Formal. Emphasizes a bright and glowing appearance, more poetic than 'brightly'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000