در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهصورت پرنور یا به شدت درخشنده.
In a way that is full of light or shining strongly.
«ستارگان در آسمان شب بهطور درخشان میدرخشیدند.»
“The stars shone brightly in the night sky.”
«وقتی او را دید، بهطور روشن لبخند زد.»
“She smiled brightly when she saw him.”
رسمی. روی ظاهر درخشان و تابناک تاکید دارد و شاعرانهتر از brightly است.
Formal. Emphasizes a bright and glowing appearance, more poetic than 'brightly'.