out cold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/aʊt koʊld/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بیهوش

بیهوشاز حال رفته

یعنی بیهوش است یا آن‌قدر عمیق خوابیده که بیدار نمی‌شود.

Unconscious or sleeping very deeply.

«بوکسور پس از ضربه بیهوش شد.»

The boxer was out cold after the punch.

«بچه تا ساعت نه عمیق خوابیده بود.»

The baby was out cold by nine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000