out of one's element

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of one's el·e·ment/aʊt əv wʌnz ˈɛləmənt/
phrase (عبارت)common

عبارت — در محیط ناآشنا معذب بودن

در محیط ناآشنا معذب بودندر جای خود نبودن

در موقعیت یا محیطی ناآشنا احساس راحتی نداشتن.

Uncomfortable in an unfamiliar situation or environment.

«در شام رسمی احساس معذب‌بودن داشتم.»

I felt out of my element at the formal dinner.

«او در جمعیت شلوغ در جای خود نیست.»

She is out of her element in a noisy crowd.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000