out of kilter

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

out of kil·ter/aʊt əv ˈkɪltər/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از تنظیم خارج بودن

از تنظیم خارج بودنبه‌هم‌ریخته بودن

در وضعیت، تعادل یا نظمِ درست نبودن.

Not in the correct condition, balance, or order.

«چرخ‌ها از تنظیم خارج شده‌اند.»

The wheels are out of kilter.

«خوابم اخیراً به‌هم ریخته است.»

My sleep has been out of kilter lately.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000