out of one's face
/aʊt əv wʌnz feɪs/
phrase (عبارت)informal
عبارت — از جلوی کسی دور شدن
از جلوی کسی دور شدندست از سر کسی برداشتن
از جلوی کسی دور شدن و دیگر مزاحم یا روبهروی او نبودن، معمولاً بهصورت دستور.
Away from someone and no longer bothering or confronting them, usually in a command.
«از جلوی من برو کنار!»
“Get out of my face!”
«فقط میخواهم دست از سرم بردارد.»
“I just want him out of my face.”