out on one's feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/aʊt ɑn wʌnz fit/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از پا افتاده

از پا افتادهخیلی خسته

یعنی بسیار خسته است، به‌ویژه پس از فعالیت زیاد.

Extremely tired, especially after much activity.

«بعد از شیفت کاری، از پا افتاده بودم.»

After the shift, I was out on my feet.

«آن‌ها بعد از پیاده‌روی طولانی خیلی خسته بودند.»

They were out on their feet after hiking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000