verb (فعل)formalpast (گذشته): outrodepast participle (مفعولی): outridden-ing (حال): outriding3rd (سوم): outrides
فعل — سوارکاری سریعتر بودن
سوارکاری سریعتر بودناز کسی جلو زدن سوارکاری
سوارکاری کردن به نحوی که از دیگری سریعتر یا دورتر باشد.
To ride farther or faster than someone else.
«او در مسابقه از همه رقبایش جلو زد.»
“He outrided all competitors in the race.”
«آنها سعی کردند از طوفان بر روی اسب جلو بزنند.»
“They tried to outride the storm on horseback.”