outstare

out·stare/ˌaʊtˈstɛər/
out-better than / more thanstareto look fixedly at someone or something
verb (فعل)commonpast (گذشته): outstaredpast participle (مفعولی): outstared-ing (حال): outstaring3rd (سوم): outstares

فعل — به خیره شدن شکست دادن

به خیره شدن شکست دادنزیر نگاه بردن

در مسابقه خیره شدن به کسی غلبه کردن؛ با خیره شدن شدید به کسی باعث شوید او نگاهش را برگرداند.

To defeat someone in a staring contest; to make someone look away by staring at them intensely.

«او سعی کرد گربه را در خیره شدن شکست دهد، اما گربه اول پلک زد.»

She tried to outstare the cat, but it blinked first.

«او راهی برای شکست دادن هر کسی که او را به چالش می‌کشید، با خیره شدن داشت.»

He had a way of outstaring anyone who challenged him.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000