outwitted

out·wit·ted/ˌaʊtˈwɪt.ɪd/
out-beyond, more thanwitmental sharpness-edpast tense marker
adjective (صفت)common

صفت — بافرارضه هوشمندی شکست خورده

بافرارضه هوشمندی شکست خوردهحیله‌گرانه فریب خورده

که به‌وسیله هوشمندی یا حیله شکست خورده باشد.

Having been defeated by cleverness or trickery.

«او در مناظره به‌خاطر هوشمندی طرف مقابل شکست خورد.»

She was outwitted in the debate.

«روباه بار دیگر شکارچیان را حیله‌گرانه شکست داد.»

The fox outwitted the hunters once again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outsmartedزیرکانه شکست خورده

رایج. به معنای شکست خورده به‌خاطر زیرکی است، خیلی شبیه به outwitted.

Common. Means defeated through cleverness, very close to 'outwitted'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000