در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با تخمدان، یکی از اعضای دستگاه تولیدمثل ماده.
Related to the ovary, an organ in female reproductive system.
«او به داشتن کیستهای تخمدان تشخیص داده شد.»
“She was diagnosed with ovarian cysts.”
«سرطان تخمدان میتواند تهدیدکننده زندگی باشد.»
“Ovarian cancer can be life-threatening.”