ovarian

o·var·i·an/oʊˈvɛəriən/
adjective (صفت)technical

صفت — تخمدانی

تخمدانی

مرتبط با تخمدان، یکی از اعضای دستگاه تولیدمثل ماده.

Related to the ovary, an organ in female reproductive system.

«او به داشتن کیست‌های تخمدان تشخیص داده شد.»

She was diagnosed with ovarian cysts.

«سرطان تخمدان می‌تواند تهدیدکننده زندگی باشد.»

Ovarian cancer can be life-threatening.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000