over one's skis

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver one's skis/ˈoʊvər wʌnz skiz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بیش از توانش جلو رفتن

بیش از توانش جلو رفتنزیاده‌روی کردن

تلاش کردن برای کاری بیشتر از توانایی یا موقعیت واقعیِ خود.

Trying to do more than one’s ability or situation allows.

«آن شرکت نوپا خیلی زود بیش از توانش جلو رفت.»

The startup got over its skis too quickly.

«با این برنامه بیش از توانت جلو نرو.»

Do not get over your skis with this plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000