فعل — بیش از حد پیشنهاد دادن
بیشتر از دیگری پیشنهاد دادن؛ قیمتی بیش از حد برای چیزی پیشنهاد کردن، به ویژه در مزایده یا بازی ورق.
To bid more than someone else; to offer too high a price for something, especially in an auction or card game.
«او در مزایده برای گلدان عتیقه بیش از حد پیشنهاد داد.»
“She overbid for the antique vase at the auction.”
«در دور بعدی بیش از حد پیشنهاد نده؛ ما باید امتیازاتمان را ذخیره کنیم.»
“Don't overbid in the next round; we need to save our points.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. قابل جایگزینی با 'overbid' وقتی صرفاً به پیشنهاد دادن قیمت بالاتر از شخص دیگری اشاره دارد، اما 'overbid' همچنین معنی پیشنهاد دادن *بیش از حد* برای ارزش کالا را میدهد که 'outbid' لزوماً آن را نمیرساند. 'من برای نقاشی از او پیشی گرفتم' (فقط برنده شدم)، 'من برای نقاشی بیش از حد پیشنهاد دادم' (بیش از حد پرداخت کردم).
Common. Interchangeable with 'overbid' when simply referring to offering a higher price than another person, but 'overbid' also carries the connotation of bidding *too high* for the item's worth, which 'outbid' doesn't necessarily imply. 'I outbid him for the painting' (just won), 'I overbid for the painting' (paid too much).
متضادها
اسم — پیشنهاد بیش از حد
پیشنهاد قیمتی که بیش از حد بالاست، یا پیشنهادی که از ارزش واقعی یک کالا فراتر میرود.
An offer of a price that is too high, or a bid that exceeds the actual value of an item.
«پیشنهاد بیش از حد او برایش پول زیادی آب خورد.»
“His overbid cost him a lot of money.”
«پیشنهاد بیش از حد او نتیجه دلبستگی احساسیاش به آن کالا بود.»
“The overbid was a result of his emotional attachment to the item.”