overfeeding

o·ver·feed·ing/ˌoʊvərˈfiːdɪŋ/
over-excessivefeedto give food-ingpresent participle/gerund
noun (اسم)common

اسم — بیش‌خوراک

بیش‌خوراکزیاد دادن غذا

عمل یا فرآیند خوراندن غذای زیاد

the act or process of giving too much food

«بیش‌خوراکی حیوانات خانگی می‌تواند منجر به چاقی شود.»

Overfeeding pets can lead to obesity.

«تغذیه صحیح از مشکلات بیش‌خوراکی جلوگیری می‌کند.»

Proper feeding prevents overfeeding problems.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000