overmaster

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·mas·ter/ˌəʊ.vəˈmɑː.stər/
over-above, beyondmasterto control or overcome
verb (فعل)formalpast (گذشته): overmasteredpast participle (مفعولی): overmastered-ing (حال): overmastering3rd (سوم): overmasters

فعل — غلبه کردن

غلبه کردنچیره شدن

کاملاً غلبه کردن یا تسلط یافتن بر چیزی.

To overcome or overpower completely.

«ترس بر عقل او چیره شد.»

Fear overmastered his reason.

«دشمن توسط نیروهای برتر غلبه شد.»

The enemy was overmastered by superior forces.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overcomeغلبه کردن

رایج. به طور کلی برای پیروزی بر دشواری یا دشمن به کار می‌رود.

Common. Used broadly for prevailing over difficulty or opponent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000