overplayed

over·played/ˌoʊvərˈpleɪd/
over-excessiveplayto perform or act-edpast participle
adjective (صفت)common

صفت — بیش از حد نمایش داده شده

بیش از حد نمایش داده شدهغلو شده

بیش از حد اجرا شده یا استفاده شده که باعث کاهش تاثیر یا علاقه می‌شود

performed or used too much, leading to loss of impact or interest

«آن شوخی در تلویزیون زیادی پخش شد.»

That joke was overplayed on TV.

«تم فیلم بیش از حد استفاده شده بود.»

The movie’s theme felt overplayed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exaggeratedاغراق‌شده

رایج. حس مشابه از افراط که منجر به کاهش تاثیر می‌شود.

Common. Similar sense of excess leading to reduced effectiveness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000