overpay

over·pay/ˌoʊvərˈpeɪ/
over-excessive or too muchpayto give money for something
verb (فعل)commonpast (گذشته): overpaidpast participle (مفعولی): overpaid-ing (حال): overpaying3rd (سوم): overpays

فعل — دیر پرداختن بیش از حد

دیر پرداختن بیش از حدپول اضافه دادن

بیش از مقدار درست یا مورد انتظار پول پرداختن.

To pay more money than the correct or expected amount.

«فکر می‌کنم برای آن ماشین زیادی پرداختی.»

I think you overpaid for that car.

«برای کالاهای ساده زیاد پرداخت نکن.»

Don't overpay for simple items.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000