در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به میزانی بیش از حد؛ خیلی زیاد.
To an excessive degree; too much.
«او بیش از حد درباره مشکلات کوچک نگران است.»
“He worries overmuch about small problems.”
«زیاد نخور که حست بد شود.»
“Don't eat overmuch or you'll feel sick.”