overmatched

o·ver·matched/oʊvɚˈmætʃt/
over-excessivematchequal contestant or opponent
adjective (صفت)formal

صفت — ناکام در برابر قوی‌تر

ناکام در برابر قوی‌ترضعیف در مقابل حریف

شکست خورده به دلیل قوی‌تر یا بهتر بودن حریف.

Being defeated because the opponent is stronger or better matched.

«تیم در بازی قهرمانی ضعیف‌تر از حریف بود.»

The team was overmatched in the championship game.

«او احساس کرد که در مقابل مهارت‌های حریفش ضعیف است.»

He felt overmatched by his opponent’s skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outmatchedشکست خورده

رایج. به معنی توان رقابت نداشتن با حریف قوی‌تر؛ معنای بسیار مشابه.

Common. Means unable to compete with a stronger opponent; very similar meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000