در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
داشتن نظری بالاتر از آنچه شایستگی چیزی یا کسی است؛ به خوبی آنچه مردم ادعا میکنند نیست.
Having a higher opinion of something or someone than is deserved; not as good as people claim.
«به نظرم آن فیلم کاملاً بیش از حد ارزیابی شده است.»
“I think that movie is completely overrated.”
«بسیاری از منتقدان میگویند که این گروه بیش از حد اغراق شده است.»
“Many critics say the band is overrated.”
رسمی/فنی. اغلب در زمینههای اقتصادی یا مالی برای چیزهایی که ارزش پولی آنها بیش از حد تلقی میشود، استفاده میشود. 'سهام به شدت بیش از حد ارزشگذاری شده است.' میتواند برای شایستگی عمومی نیز به کار رود اما کمتر از 'overrated' رایج است.
Formal/Technical. Often used in economic or financial contexts for things whose monetary value is considered too high. 'The stock is highly overvalued.' Can apply to general merit but less common than 'overrated.'
کمتر رایج/غیرمستقیم. بر فقدان شایستگی تمرکز دارد نه بر عمل بیش از حد ارزیابی کردن. 'تمجید او ناشایست بود.' مترادف مستقیمی برای 'overrated' نیست اما در برخی زمینهها حس مشابهی را منتقل میکند.
Less common/indirect. Focuses on the lack of merit rather than the act of over-rating. 'His praise was undeserving.' Not a direct synonym for 'overrated' but captures a similar sentiment in certain contexts.