overt

o·vert/oʊˈvɜːrt/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more overtsuperlative (عالی): most overt

صفت — آشکار

آشکارعلنی

به صورت آشکار یا علنی انجام شده یا نشان داده شده؛ پنهان یا مخفی نیست.

Done or shown openly, not hidden or secret.

«بین گروه‌ها دشمنی آشکاری وجود داشت.»

There was overt hostility between the groups.

«رفتار علنی او همه را ناراحت کرد.»

His overt behavior annoyed everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obviousمشخص

روزمره. به وضوح دیده یا فهمیده شده؛ مترادف نزدیک ولی overt بر آشکاری تأکید دارد.

Everyday. Clearly visible or understood; close synonym but overt emphasizes openness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000