covert

cov·ert/ˈkoʊ.vɚt/
coverthidden, secret
1adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more covertsuperlative (عالی): most covert

صفت — پنهانی

پنهانیمخفی

چیزی که به صورت پنهانی یا مخفی انجام می‌شود و آشکار نیست.

Done in a hidden or secret way, not openly acknowledged.

«سازمان یک عملیات مخفی انجام داد.»

The agency carried out a covert operation.

«آنها در مکانی پنهانی ملاقات کردند تا جلب توجه نکنند.»

They met in a covert location to avoid attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
secretراز

رایج. زمانی که به چیزی که مخفی نگه داشته می‌شود تاکید دارد، قابل جایگزینی با covert است، اما secret گسترده‌تر است و در صحبت‌های غیررسمی کاربرد بیشتری دارد.

Common. Interchangeable with 'covert' when emphasizing something kept hidden, but 'secret' is more general and can apply to a wide range of hidden things — 'secret operation' fits better in informal speech.

undercoverمخفی / سری

رایج/غیررسمی. معمولاً برای افرادی که به صورت مخفی کار می‌کنند به کار می‌رود. در فعالیت‌های مخفی قابل جایگزینی است، اما undercover بر تبدیل ظاهر تأکید دارد.

Common/informal. Often used for people working secretly like agents or police. Can replace 'covert' in many contexts related to secret activities, but 'undercover' implies active disguise.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): coverts

اسم — مخفیگاه

مخفیگاهپناهگاه

پناهگاه یا جای مخفی، به‌ویژه برای حیوانات شکار.

A shelter or hiding place, especially for game animals.

«شکارچی در یک مخفیگاه کوچک استراحت کرد.»

The hunter rested in a small covert.

«پرندگان اغلب در پناهگاه‌ها هنگام طوفان پنهان می‌شوند.»

Birds often hide in coverts during storms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shelterپناهگاه

رایج. برای مکان‌های محافظتی به طور کلی به کار می‌رود، جایگزین covert می‌شود اما بیشتر بر ایمنی تأکید دارد.

Common. Used broadly for places providing protection. Can replace 'covert' but is less focused on concealment and more on safety.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000